سلام .برای اینکه امشب مصادف با شب جمعه است و شب ولادت امام محمد باقر {ع} است پس بخوانید وهدیه به روح اموات خودتان بفرستید.
مردی از اهالی شام در مجالس امام باقر علیه السلام حاضر می شد و می گفت:«من می دانم طاعت خدا و رسول خدا در دشمنی با شما اهل بیت است، ولی چون شما مرد فصیح و با ادب و خوشسخنی هستید، در مجالستان شرکت میکنم.»
امام باقر علیه السلام پاسخ او را با خوشرویی میداد و می فرمود:«هیچ چیزی بر خداوند پنهان نیست.»
چندی بعد مرد شامی مریض شد و مرضش شدت یافت. دوست خود را صدا کرد و به او وصیّت کرد که وقتی از دنیا رفتم، برو محمد بن علی الباقر را خبر کن تا بر من نماز بگزارَد.
نیمه های شب، مرد شامی از دنیا رفت. او را در پارچهای پیچیدند. نیمههای شب، دوست او خدمت امام باقر علیه السلام رسید و گفت:«آن مرد شامی از دنیا رفت. او از شما خواسته تا بر او نماز بخوانید.»
حضرت باقر علیه السلام فرمود:«برو تا من بیایم.»
سپس برخاست و وضو گرفت و دو رکعت نماز خواند و تا طلوع آفتاب در سجده بود. آنگاه به خانهی آن مرد شامی رفت، و نام او را صدا زد.
مرد در کفنش جواب امام را داد. امام او را نشاند و فرمود شربتی برای او بیاورند. سپس برخاست و رفت.
چند روز بعد مرد شامی کاملا بهبود یافت و خدمت امام باقر رفت و عرض کرد:«مجلس را برای من خلوت بفرمایید.»
امام مجلس را خلوت کرد. مرد گفت:«شهادت میدهم که شما حجّت خدا بر بندگانش هستید و دری که از آن باید به سوی خدا رفت شمایید. هر کس از غیر راه شما به سوی خدا برود زیانکار و گمراه خواهد بود.»
امام باقر علیه السلام فرمود:«چرا عقیدهات عوض شده؟»
او گفت:«من در حال مرگ، با چشم خود دیدم و با گوش خود شنیدم که منادی ندا کرد: روح او را باز گردانید چرا که محمد باقر از ما خواسته است او را به دنیا بازگردانیم.»
امام فرمود:«مگر نمی دانی که گاهی خداوند، بنده ای را دوست دارد، ولی از عملش خشمگین است؟ و گاهی نیز از بندهای خشمگین است ولی عملش را دوست دارد؟» (یعنی تو از همان ها هستی.)
از آن روز به بعد، مرد از اصحاب خوب امام باقر علیه السلام شد.
منابع:
- بحار الانوار، ج 46، ص 233، حدیث 1.

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 21:1  توسط حافظ
|
با سلام به تمام شما دوستانی که از این وبلاگ دیدن میکنید
مردان شجاع فرصت مي آفرينند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت مي نشينند
بزرگترين اشتباهي كه كسي مرتكب مي شود , اين است كه دائم از اشتباه كردن بترسد
در غرب دلبستگي ما به موفقيت باعث سست شدن ما در خطر كردن مي شود. آنچه از اين خطر كردن مي آموزيم به آن موفقيت مي ارزد. و اين ترس از شكست است كه تعيين مي كند كه بياموزيم يا نه؟




+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 20:17  توسط حافظ
|
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشی




+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:36  توسط حافظ
|
این حقیقت كهن را بنویسیدو هر روز آن را بخوانید كه ((وقتی در جستجوی خوشبختی خویش هستید خوشبختی همیشه از نزدیك شدن به شما سر باز میزند ،ولی اگر بدنبال خوشبختی دیگران برآیید خودتان هم خوشبختی را خواهید یافت.))
.تنها چیزی كه برای رسیدن به مقصد مفید است اراده و خواست شماست ،كافی است چیزی را بخواهید.
هميشه سعي كن خودت باشي، اگر خودت را آنطور كه هستي قبول داشته باشي، مشكلاتت هر چند بزرگ باشد از بين خواهد رفت و زندگي شادي خواهي داشت انگار در جشني عظيم غرق در نور هستي. هالگوان شري راجليش
دواي تو در خودت است و تو نميفهمي و درد تو از خودت است و تو نميبيني.
حضرت علي (ع)
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 17:12  توسط حافظ
|

داشت فراموش می شد
تولدت مبارک
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 20:41  توسط حافظ
|

پیروز و موفق وپر از انرژی باشید
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 20:14  توسط حافظ
|
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 19:59  توسط حافظ
|
سلام
تجربه
شخصی من به من آموخته برای دیگران دلسوزی نکن! ولی برای خودت بکن ممکن است در ظاهر ترحم نموده ای ولیکن باعث ضرروزیان به خود ویا دیگران نمایی بهترین قدم در برابرخواسته های دیگران همان گفتن کلمه نه است این نه گفتن کمکی بزرگی اول به خود تو ودوم به طرف مقابل میکند .شاید در لحظه نخست کمی سخت برسد ولی در قدمهای بعدی وتفکرات بیشتر به مسئله بوجود آمده راحت تر می توانی کنار بیایی وتصمیم گیری عاقلانه تر انجام دهی .بنابراین می توان شعاری در زندگی برای اتفاقات وحوادث ناخواسته ومانند این موارد داشته باشی وآن هم اینکه دلسوزی ممنوع ودر برابر خواهش ها در قدم اول نه گفتن کمکی بزرگ است تاعاقلانه تر بیندیشیم که آیا دلسوزی کنم ؟ترحم کنم ؟یا بیشتر تامل ویا تحقیق کنیم ؟ تا طرف مقابل را بهتر بشناسیم! وسلام
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 19:35  توسط حافظ
|

سلام دوستان در افتتاح وبلاگ یکی از دوستان تقاضای درج عکس خودش را برای شروع تقاضاکرد امید است این حرکت در همان مسیر هدف ما اغاز خوبی داشته با شد بسم الله یا علی ...
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:47  توسط حافظ
|